تبليغاتX
سلطنت سكوت

سلطنت سكوت

خيلي سخته كه آدم خودش بدونه بد جور افسردگي داره ... يا اينكه احساس كنه هيچ

 

وقت دلش به هيچ آدمي نمي سوزه ... خيلي سخته هر روز يه گربه ي له شده رو

 

ببيني كه روش مگس وول مي زنه ... از اين سخت تر اينه كه مجبور بشي به كسي

 

نخندي بلكه با همه بخندي ...!

 

خيلي دلم تنگ شده كه با يه آدم صحبت كنم ...

 

راستي تو اين آدم دوني ، كسي يه آدم سراغ نداره ؟؟؟

 

راستي قيمت روز ( دل خوش ) سيري چنده ؟؟؟

 

 

                                 

 

من تو موقعیت آزادی بیان قرار نگرفتم اما فکر میکنم  اولین کاری که می کردم این بود که دهنم

 

رو باز می کردم و به هر کی که می خواستم فحش می دادم ...

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 1:21 توسط شیرین کاظمیان |


مهم اين نيست كه چهار چوب پنجره مون زنگ زده است

 

 مهم اينه كه از پنجره آن سوي روشني رو مي بينيم

 

مهم اين نيست كه گنجشك ها لاي تير آهن ها خونه مي سازن

 

 مهم اينه كه بلاخره خونه مي سازن !

 

مهم اين نيست كه گل هاي پشت پنجره مصنوعي ان

 

 مهم اينه كه طرحي از يك گلن !

 

مهم اين نيست كه پرده هاي اتاق هر روز كلفت تر ميشه

 

 مهم اينه كه يه پرده بين اتاق و آفتاب وجود داشته باشه !

 

مهم اين نيست كه مگس ، مگس كش رو دوست نداره ...

 

  مهم اينه كه  بايدهمه چيز رو يه جوري دوست داشت!

 

مهم اين نيست كه همه شعر هاي سهراب رو فقط حفظ مي كنن

 

 مهم اينه كه زحمت مي كشن و بلاخره يه شعري حفظ مي كنن!

 

مهم اين نيست كه من دارم مي نويسم  مهم اينه كه شما داري مي خوني ...!

 

 

 

جديداً خيلي چيزها مهم شده ...!

جديداً زمين رو زير پام حس مي كنم ...!

جديداً توان اين رو دارم دستم رو از زير سرم بردارم تا صداي تيك تاك ساعت مچي ام رو نشنوم ...!

جديداً ... ... ... !!!
جديداً از واژه ي جديداً زيادي استفاده مي كنم ...

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 1:28 توسط شیرین کاظمیان |


در چاهي افتاده ام خشك

اندك طراوتي خوشبو از لجن تنهايي 

بوي نمور ناچاري، با حركت سوسك هاي تاريكي بيشتر در من فرو مي رود .

چه كسي مرا هل داد به اين چاه ؟

اگر محال،فرو بشكند و من به آن سوي روشني بيايم دستانش را مي بوسم.

اما نه !

بگذار بي سپاس بماند سقوط من با دستان نگاه او

او با پشيماني اش سپاس سقوط مرا مي فهمد ...

 

                   

            

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 2:22 توسط شیرین کاظمیان |


گاهي آن چنان به فراموشي زندگي مي رسم كه تصويرم در آينه هم مرا به باور خود نمي رساند ... من از چه بگويم كه شادماني به حساب بيايد ... ؟ باور كنيد گاهي آنقدر به بيزاري نزديكم كه عطر خنده را هم نمي فهمم ... من باور خودم را از دست دادم ... ديگر سايه ام هم آن سو تر از من قدم مي زند ... باور كنيد اين ها تصويري از نا اميدي نيست ... باور كنيد من فقط از خودم جدا شدم ... يه جمله منو وحشتناك مي خندونه اون هم اينه كه تو عاشقي ...! فكر كنيد به من مي گن عاشق!

من كجا عاشقي كجا ...؟ هر لحظه ي زندگي من مثل آن حسي مي ماند كه نوزاد هنگام تولد دارد ... من به كي بگم هنوز به اين زندگي عادت نكرده ام ... من مستم ... مدت هاست كه مستم ... آن چنان خمارم كه زمان را نمي فهمم ... همه مي گويند زيادِ روي كردم ... كدام(...) اين شراب را به من خوراند ؟؟؟

 لعنت به او ... لعنت به زيبايي اش ...

 

             

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین 1386 13:17 توسط شیرین کاظمیان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

متن هایی که برای هیچ نوشته
... می شوند
و انگار هیچی از هیچ با ارزش تر نیست
... دقیق تر نیست


شیرین کاظمیان
متولد 30/11/68



صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

وازنا - مجله ی الکترونیکی شعر
در وازنا بخوانید گزارشی ازشعر مدرن بجنورد -آرش قربانی
آرشیو پیوندهای روزانه


آنچه گذشته

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385



پیوندها

سهراب سپهري
ایران را دریابیم: تعطیل
پستو : مظفر
شراب دل: احسان
احسان: گروه بييز
صدای سکوت: سالی
سویدای دل: هیلدا
جغد مینروا : آرش قربانی
گزارش از ما:انجمن شعر بجنورد
مهرگان : انجمن شعر بجنورد
قارقار : مهرداد فلاح
نوشته های نانوشته
انجمن ادبی آوا
ناخدا و دريا:جواد سجادي
كافه نادري : هيراد افشار
مرگ بازی: سهيل
غير منتظر:امير رياحي
نمی دانم های یک پکر
مهم خودمونيم:محدثه نيري
فروردينگان
ریسمانی از داستان
ماني محمودي
شبیه تو : نرگس
برهوت: اصغر نوري
تابوت
زمانه
عینک دودی
تیمارستان خصوصی من
دروازه
باغ بی برگی
نارنجایی
شب سراب
بی هیچ دلیل ماندن
سردخونه
آّبهای درخشان:سار
تراوشات یک ذهن بیمار
قهوه و سیگار
خواب هاي آقاي خاكستري
صفحه ي كهنه ي يادداشتهاي من
دنیای کاغذی
godeatgod: سورنا
نيك آهنگ
جفنگ نامه
هزيان هاي يك خوابگرد
عطر بخار چای تازه
سمفوني استفراغ
ماندگار
سه شنبه هاي خاكستري
عشق جاودان
عشق جاوید
هنر و كوير
فریاد سکوت
پسری باچشمانی به رنگ عسل
انسان
بانوي هيچكس
گل مرداب
يادداشت هاي تنهايي
ناگهان مشعلي آورد
سکوت مرده ها
آيات زميني
جزیره زیر آب
تنبور
باما باش و پادشاهي كن:رهگذر
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
زخم عقل
فرياد فريد
هم بوسه
ترانه های ایلیا
دروغگو
زبل خان اینجا
مهربانی آمد و آئینه شد
روز هاي ماه
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin