تبليغاتX
سلطنت سكوت

سلطنت سكوت

سوپور زمان  تمام  پاييز را دزديد

 

جارو زد

 

و لباسش پر رنگ تر شد

 

و گوسفند ها خواب اين را هم نمي ديدند

 

كه بلند ترين شب سال را

 

بايد به انتظار بنشينند

 

تا دست هاي قصاب را بر گلويشان تجربه كنند

 

و به بركت عيد پيوند بخورند ...

  

 

          

 

 

پاورقي : به اقاقي ها بگوييد  كسي قرار نيست خوابشان را ببيند ...

 

پاورقي تر : سعي مي كنم حال يك اعدامي را در شب يلدا درك كنم ...

 

   

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 23:21 توسط شیرین کاظمیان |


حراجی تابلوهای نقاشی همیشه خلوت است

سینما فیلم را برای همه پخش می کند ...

دختری بر قالی اش دموکراسی می بافد

و دهقان های  فداکار

به ریزش سقفشان فکر می کنند

 

همه چیز خوب است و هنوز

آفتابی از پشت برج ها به ما می تابد

پیاده رو ها پیاده ها را جذب می کند

و بیلبورد های تبلیغاتی خیابان ها را رنگارنگ 

 

مجری اخبار همه ی خبر ها را می داند

دائم صدایش را صاف می کند

هر روز ساعت جهارده

 

شهر ما خیابان ( آزادی ) ندارد

تریبون آزاد هم ندارد

اما میدان کارگر دارد

و انتخاب هر کارگری آزاد است  

 

سربازهای  سبز

 فقط تا سه می شمارند

و نشانی  همه ی دیوارهای خاردار را می دانند

و دختران سرباز نیستند

 روزهای سربازی را می شمارند

و می دانند نشانی یعنی چه .

 

همه شعر می خوانند

اخبار می شنوند

چیز می نویسند                         

کوچه ها هم  آسفالت  است

و صدای چرخ گاری ها هنوز جریان دارد

و دخترک به پایان قالی اش فکر می کند

و مجری اخبار به ساعت چهارده

کارگر به خیابان آزادی

و سربازها  به سرهای  باز

 

در این حراجی

بین همه ی تابلوها یکی را انتخاب می کنم

آنکه به اندازه ی ما بدون شرح است .

 

 

         

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386 0:17 توسط شیرین کاظمیان |


همان قدر که این پاییز تمام من می شود

همان قدر که تو نرسیده

می روی...

همان قدرکه زل زدنت ـ

 مرا وادارمی کند،

 ساعت ها به باران فکر کنم ...

من همان قدر

           من را گم کرده ام ...

من همان قدر

           من را نمی دانم ...

و فنجان چای تو ، هنوز اینجاست !

خالی تر از فنجان من ...!

و چیزی دورادور می گوید :

به این باران فکر کن...

شاید تو را هم به زل زدن وادار کند .

 

 

گاهی تو را ندیده ، قاتی ات می شوم !

و ( من ) به باران فکر می کند ...

+ نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386 1:57 توسط شیرین کاظمیان |


      

از خیابان های پاییز که بگذرم

باز بیشتر دچاربن بست او می شوم

شاید او

با چشمانی  از همیشه های سهمگین

جایی زیر پاییزی ترین درخت

روی نیمکتی سفید

به انتظار نشسته باشد

 تا شاید ناله ی عشق بازی برگ های خشک با گام هایمان را حس کنیم

 

 

 

                     

 

 

پاییزبان من

به مجهول ترین شکل ممکن

همه جا صدایم می زند

و من در همه جا گم شده ام ...

 

 پاورقی : گاهی عاشقانه نوشتن برایم به منزله ی( یک چرت بزرگ) نوشتن به حساب می آید .

پاورقی تر :مهم نیست .

 

+ نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386 0:33 توسط شیرین کاظمیان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

متن هایی که برای هیچ نوشته
... می شوند
و انگار هیچی از هیچ با ارزش تر نیست
... دقیق تر نیست


شیرین کاظمیان
متولد 30/11/68



صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

وازنا - مجله ی الکترونیکی شعر
در وازنا بخوانید گزارشی ازشعر مدرن بجنورد -آرش قربانی
آرشیو پیوندهای روزانه


آنچه گذشته

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385



پیوندها

سهراب سپهري
ایران را دریابیم: تعطیل
پستو : مظفر
شراب دل: احسان
احسان: گروه بييز
صدای سکوت: سالی
سویدای دل: هیلدا
جغد مینروا : آرش قربانی
گزارش از ما:انجمن شعر بجنورد
مهرگان : انجمن شعر بجنورد
قارقار : مهرداد فلاح
نوشته های نانوشته
انجمن ادبی آوا
ناخدا و دريا:جواد سجادي
كافه نادري : هيراد افشار
مرگ بازی: سهيل
غير منتظر:امير رياحي
نمی دانم های یک پکر
مهم خودمونيم:محدثه نيري
فروردينگان
ریسمانی از داستان
ماني محمودي
شبیه تو : نرگس
برهوت: اصغر نوري
تابوت
زمانه
عینک دودی
تیمارستان خصوصی من
دروازه
باغ بی برگی
نارنجایی
شب سراب
بی هیچ دلیل ماندن
سردخونه
آّبهای درخشان:سار
تراوشات یک ذهن بیمار
قهوه و سیگار
خواب هاي آقاي خاكستري
صفحه ي كهنه ي يادداشتهاي من
دنیای کاغذی
godeatgod: سورنا
نيك آهنگ
جفنگ نامه
هزيان هاي يك خوابگرد
عطر بخار چای تازه
سمفوني استفراغ
ماندگار
سه شنبه هاي خاكستري
عشق جاودان
عشق جاوید
هنر و كوير
فریاد سکوت
پسری باچشمانی به رنگ عسل
انسان
بانوي هيچكس
گل مرداب
يادداشت هاي تنهايي
ناگهان مشعلي آورد
سکوت مرده ها
آيات زميني
جزیره زیر آب
تنبور
باما باش و پادشاهي كن:رهگذر
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
زخم عقل
فرياد فريد
هم بوسه
ترانه های ایلیا
دروغگو
زبل خان اینجا
مهربانی آمد و آئینه شد
روز هاي ماه
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin