|
بايست ! بايست ! سكوت ممنوع!!! لب بگشا ، تا كي سكوت ؟ حرف بزن ، باز كن اين روزه ي سكوت را ! چشم ها مي گويد : چه بايد بگويم ؟؟؟ فقط بگو ،بگو آنچه را كه در دل داري ،چیست كه اين گونه وادار به سكوتت مي كند ؟ چشم ها مي گويد : نمي دانم ، نيست كه صدايش كنم ! سكوت شكست ... صدايي لرزان براي اولين بار و آخرين بار به گوش رسيد : آزادي نيست ، اين روياي زيبا نيست ... + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 23:37 توسط شیرین کاظمیان |
|