|
من آمده ام تا آسايش را به آسايشگاهم ببرم من آمده ام تا ديوانگي را به ديوانه خانه ام ببرم من آمده ام كه آب غسل تعميدم را سر بكشم من آمده ام عطر دوستي را از خيالم پاك كنم من آمده ام طعم تولدي دوباره را بچشم من آمده ام تا تغيير كنم! من زخم خرده ي زيستنم من آزرده ي نيايشم من گم شده در جاده ي مه آلود آرامشم من پر پرواز روياهايم من آمده ام تا تغيير كنم! من آمده ام اما خيلي دير ... + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 13:12 توسط شیرین کاظمیان |
|