|
هر صبح به همه ی نداشتن هایم سلام می دهم از داشتن هایم خداحافظی می کنم واین چرخه ادامه دارد ... یک نفر می آید به او هم سلام می دهم ... می خواهد برود ... برایش دست تکان می دهم ... یقین دارم چیزی از من را با خود می برد . و این چرخه ادامه دارد ... گاهی گم می شوم و به ناچار با همه به خودم می خندم ... حادثه ها یکی پس از دیگری بر من وارد می شوند و این چرخه تا کی ادامه دارد ؟؟؟ دوبارگی کن ... دوبارگی دوباره به من سلام بده غریبه دوباره مرا در آرمانی هایت گم کن غریبه ... دوباره دیوانگی کن غریبه دوباره ... باز هم خداحافظ غریبه ...؟!؟ + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 1:20 توسط شیرین کاظمیان |
|