|
درد بی دردی سایه ها به دنبال من و گاهی من به دنبال سایه ها سوت می زنیم ... من تو را می بینم تو مرا می بینیی چرخش مردمک های قهوه ای ... خیرگی جریان می یابد چیزی شبیه درد ... در گرداب خودمان می چرخیم تاپ تاپ صدای ضربانمان می آید خیرگی عالمی دارد ... من از تنم فرار می کنم تو به دنبال تن من می آیی فرار دردناک و ساکت است دنبال کردن اما عالمی دارد تاپ تاپ های قلبم مال من نیست مال تن منه تنه من مال تو ... هیس ! ای شهوت همه بهانه از توست ... + نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 2:38 توسط شیرین کاظمیان |
|