|
شما كه در جريان نيستيد ... در آسمان اين شهر غريب نيست ... و نمي پرسيد كه حال خوب امروز شما با حال خوب ديروزتان چه فرقي دارد ...؟! ماييم و همين صبر در تير رس اندوه واقع و واقعيت دارد اگر درخت هاي توت در انتظار چيدن مي مانند ... و حياط هيچ وقت از پاييز جارو نمي شود ... من از دشتي سوخته مي گويم كه در هوايش بغضي داغ جريان دارد كه در هيچ باراني خلاصه نمي شود گاهي فقط قمري ها در گلويشان زمزمه مي كنند... البته كه صبر چيز خوبيست .... و سامان هر قصه در صبر هاي مدام اتفاق افتاده ... و اتفاق شايد دگرگوني بياورد كه حال خوب امروزمان با حال خوب ديروزمان فرق كند و دوباره به دشت هاي سبز برويم توت بچينيم و به پرواز كبوترها نگاه كنيم .... + نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 1:12 توسط شیرین کاظمیان |
|